چند وقت پیش مطلبی رو مطالعه می کردم بعنوان« هنر نه
گفتن » این مطلب رو اینگونه بیان کرده بود «آنهایی که در زندگی “نه” گفتن را تجربه
کردهاند، احتمالاً این جنگهای داخلی را نیز، خوب به یاد دارند نه” گفتن، کار سادهای نیست، خصوصاً نه
گفتن به کورسوی چراغ منزلگاهی نزدیک، در جادهای تاریک، برای آری گفتن به نور
خورشید، در انتهای جاده، حتی وقتی که احتمال میدهی، عمر و فرصتی برای دیدن طلوع
نباشد.
و مقدستر از آن، نه گفتن به کورسوی چراغ، وقتی که یقین
داری خورشیدی در کار نخواهد بود. اما باز هم، خود را بزرگتر از آن میبینی که تکیه
گاهت، چنین پرتو ضعیف لرزانی باشد: خورشید پشهها و حشرات سرگردان».
می خواستم از این مطلب در شغل وصنفمان استفاده نمایم وبا توجه به مسئولیت
خطیر صدور سند می توان گفت هر سردفتر باید این هنر را داشته باشد و از آن استفاده
نماید و یا بعبارتی باید دید تا الان چقدر ازاین هنر استفاده کرده است و یا قصد
استفاده دارد .
یک سردفتر باید
درراه رسیدن به اینده بهتر یقین داشته باشد که خورشید همیشه روشن و تابان است ودر
مسیر این راه ناهموار و دشوار ایندگان قضاوت خواهند کرد وفریب وسوسه های پشه ها وحشرات سرگردان اطرافش
نشود حتی اگر تنها امید کورسوی روشنایی در کنار جاده مسیرزندگیتان باشد .چه رسد که
حتی اگرخورشیدی درانتظار نباشد .آنچه مهم هست همین« نه گفتن» است و حتی قدرت هضم و
تحمل نه شنیدن در این مسیرپر پیچ وخم سردفتری
.با مکثی کوتاه
بیاندیشیم هدف اصلی چه بوده و مسیر اصلی را بازیابی کنیم وروزانه تمرین «نه گفتن »
را با خود انجام دهیم .
پنجشنبه 17 دیماه سال 1394 ساعت 01:18 ب.ظ